واقعیت افزوده در بازاریابی، برندینگ و فروش چه نقشی دارد؟

استفاده از واقعیت افزوده (Augmented Reality) چه تأثیری در بازاریابی و برندینگ دارد؟ چه شرکت‌هایی از چنین فناوری در بازاریابی استفاده می‌کنند. در این مطلب قصد داریم نمونه‌هایی از واقعیت افزوده‌ی را در مدل بازاریابی برخی برندهای شناخته‌شده بیان کنیم تا با اهمیت استفاده از چنین فناوری‌های به‌روزی بیشتر آشنا شویم. استفاده از همین فناوری‌هاست که مشتریان را به خود جذب و ارتقاع تصویر برند را ممکن می‌کند. در واقع امروز بیشتر از هر زمان دیگری مارکتینگ و تجارت الکترونیک به دنبال برطرف کردن نیازها و توقعات مخاطب است و مخاطب‌های امروزی که هر روز با نمونه‌هایی از فناوری‌های مدرن در دنیای اینترنت آشنا می‌شوند، انتظار چنین فناوری‌هایی را هم خواهد داشت. در ادامه با ارینو همراه باشید.

تا به‌حال بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از فیلترهای Spark AR اینستاگرام استفاده کرده‌اند که همین به خودی خود نشان می‌دهد واقعیت افزوده تا چه اندازه در بتن زندگی دیجیتالی‌مان نفوذ کرده است. در قسمت بلاگ ارینو و در بخش‌ نمونه‌های موردی، مثال‌های زیادی از استفاده از واقعیت افزوده در برندهای مختلف وجود دارد که نشان می‌دهد تقریباً همه شرکت‌‌های بزرگ دنیای تجارت الکترونیک از کوکاکولا و پپسی گرفته تا پورشه و بی‌ام‌و از این امکانات استفاده می‌کنند. اما سؤال این است که چرا همه این برندها برای استفاده از واقعیت افزوده تا این حد هیجان‌زده هستند؟ در جواب باید گفت همه ما می‌دانیم محتوای تصویری مانند تصاویر، ویدئوها و عکس‌های متحرک چقدر از محتوای متنی مجذوب‌کننده‌ترند. البته آمار و اطلاعات هم گواهی بر این موضوع هستند (برطبق گزارش برخی مطالعات، بازار مبتنی بر واقعیت افزوده میزان درگیرشدن یا انگیجمنت 75ثانیه‌ای نسبت به محتوای تبلیغاتی 2.5ثانیه‌ای تلویزیون را ایجاد می‌کند). این موضوع کاملاً هم طبیعی است؛ برای مثال در همان نمونه فیلتر اینستاگرام، شما به عنوان کاربر مدت زمانی را صرف ژست گرفتن می‌کنید و سپس با تنظیم زاویه و نور و حتی برخی اوقات با شکلک درآوردن تصویری را ایجاد و آن را با مخاطبانتان به اشتراک می‌گذارید. شکی نیست که روزبه‌روز شرکت‌های بیشتری از این امکان برای بهبود انگیجمنت و ریچ صرف می‌کنند.

آمار و اهمیت واقعیت افزوده؛ از نان شب واجب‌تر!

«فناوری واقعیت افزوده به اندازه خوردن سه وعده غذایی در شبانه‌روز مهم است». شاید این سخن از قول تیم کوک (Tim Cook)، مدیرعامل کنونی اپل، تمام کننده حجت برای همه کسانی است که با کسب‌وکارهای نوین سروکار دارند. این ادعای تیم کوک شواهد دیگری هم دارد؛ پرسشنامه شرکت نت‌ایمپریتیو (netimperative) در سال 2017 نشان داد که حدود 72درصد از مدیران بازاریابی در بریتانیا در حال برنامه‌ریزی برای استفاده از واقعیت افزوده در سال‌های پیش رو بوده‌اند. پلتفرم آماری استاتیستا (statista) هم در گزارش سال 2021 خود اعلام کرده است که ارزش بازار AR و VR در ایالات متحده در سال 2021 به بیش از 28 میلیارد دلار رسیده است و انتظار می‌رود که تا سال 2028 این رقم به 250 میلیارد دلار هم برسد. اگر بخواهیم نگاهی واقع‌بینانه داشته باشیم این آمار اصلاً عجیب‌وغریب نیست؛ چراکه نسل امروز که در اصطلاح به Gen Z مشهورند به دنبال تجربه خرید بهتری از محصول با فناوری بهتری از سوی برند هستند. در ادامه به سراغ برخی از نمونه‌های استفاده شده از واقعیت افزوده در کسب‌وکار می‌رویم.

 

نمونه‌های موفقی از بکارگیری واقعیت افزوده در بازاریابی

باز و هایپ؛ کلاس خلاقیت با پپسی

پپسی در سال 2014 کمپینی ایجاد کرد که به یکی از خلاقانه‌ترین و موفق‌ترن کمپین‌های تاریخ تبدیل شد. در این کمپین، پپسی پنل فناوری واقعیت افزوده را در ایستگاه اتوبوس لندن قرار داد. این پنل به جای شیشه کناری ایستگاه قرار داد و دوربینی در قسمت خارجی ایستگاه و زیر لوگوی پپسی جایگذاری شد. گاهی اوقات تصاویری شبه‌واقعی مانند شیرو بشقاب پرنده به طرف عابران و افراد حاضر در ایستگاه ترکیب می‌شد و این‌گونه به نظر می‌رسید که این اشکال در حال حمله به افراد هستند. کارکتر شوخ‌طبع برند پپسی در کنار تجربه شاد استفاده از محصولات این شرکت در این کمپین به تصویر کشیده شد. اما اگر فکر می‌کنید که این کمپین در همین جا به کار خود پایان داد، بد نیست این را هم بدانید که ویدئوی این کمپین در مدت‌زمان کوتاهی در یوتیوب بیش از 6 میلیون بیننده پیدا کرد تا به یکی از پربازدیدترین ویدئوهای تبلیغاتی تاریخ یوتیوب تبدیل شود. با کلیک روی این جمله می‌توانید به تماشای این هنر تبلیغاتی بنشینید.

ترکیب واقعیت افزوده با واقعیت؛ با جگوار حیرت کنید!

 ترکیب واقع مجازی با جهان واقعی آنقدر عجیب و غریب است که به راحتی نمی‌توان از آن گذر کرد. استفاده از چنین کاری باعث می‌شود که توجه کاربر به تجربه‌ای جلب شود که تصویر قوی، خلاقانه و خاص از برند را نمایش می‌دهد. برندهای بسیاری در سال‌های اخیر از چنین ترکیبی استفاده کرده‌اند که از جمله آن می‌توان به نستله، جی‌اس‌کی و نت‌فیلیکس اشاره کرد. برخی از کمپین‌‌هایی که چنین شرکت‌هایی به راه انداخته‌اند نتایج مطلوبی را با خود به همراه آورده‌اند. رسیدن زمان فاکتور Time-on-Site به بالای 85 ثانیه، افزایش بیش از 20درصدی در میزان تعاملات مربوط به خرید کاربر با وبسایت و بهبود 33درصدی نرخ کلیک یا CTR نسبت به تبلیغات سنتی از جمله بهبودهای ناشی از استفاده از فناوری واقعیت مجازی هستند.

کمپین برند جگوار شرکت لندرور یکی نمونه‌های موفق ترکیب واقعیت افزوده با زندگی حقیقی است. این برند برای اتومبیل لندرور ولار خود از نمایش 360درجه بدنه خودرو استفاده کرد و حتی امکان گرفتن نوبت برای تست رانندگی با این خودرو را هم در بنر خود قرار داد. درنتیجه استفاده از بنر این کمپین روی وبسایت نشان داد که زمان صرف شده کاربر روی وبسایت یا همان Time-on-site به 121 رسید و نرخ CTR هم به 38 افزایش یافت که در مقایسه با تبلیغات سنتی وبسایت به ترتیب از 8 و 3 برابر افزایش خبر می‌دهد.

اهمیت به کاربر؛ هوم‌دیپات و خدمت به کاربر

اگر بخواهید به شکل آنلاین رنگ بخرید به چیزهایی توجه می‌کنید. اگر رنگی که خریده‌اید به اندازه کافی  روشن یا تیره نباشد چطور؟ اگر میز ناهارخوری زیبایی که در اینترنت دیده‌اید به اندازه‌ کافی با اتاق هماهنگی نداشته باشید، آیا می‌توانید آن را به فروشنده برگردانید؟ این دغدغه‌ها از دلایلی هستند که باعث می‌شود کاربر بیشتر به سمت خریدوفروش آفلاین و سنتی متمایل شود. برخی شرکت‌ها مثل ایکیا (IKEA) و لویز (Lowe's) به شکل موفقیت‌آمیزی از AR در اپلیکیشن‌هایشان استفاده کرده‌اند تا با استفاده از مدل‌های 3بعدی در محیط واقعی، تجربه کاربری را بهبود دهند. اما شرکت هوم دیپاد با استفاده از پروژه Project Color App سنگ تمام گذاشت. این شرکت اپلیکیشنی را راه‌اندازی کرد که شکل واقعی رنگ را در اتاق به نمایش در می‌آورد. این فناوری واقعیت افزوده، سایه، روشنایی و اشیای موجود در اتاق را درنظر می‌گیرد تا بهترین تفسیر را از رنگ انتخابی ارائه دهد. علاوه‌براین، نتایج اعمال رنگ روی دیوار را می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید تا از دوستانتان درمورد ایده‌شان سوال کنید.

دید مارکتینگی؛ استاب‌هاب و استادیوم جادویی

اگر بخواهید صندلی استادیوم انتخاب کنید، نکاتی مانند محل نشستن و نحوه تعامل با استادیوم و بازیکنان اهمیت بسیاری پیدا می‌کنند. برای تماشاگران ورزشی در ایالات متحده آمریکا هیچ بلیتی به اندازه بلیت بازی سوپربال (Super Bowl) مهم نیست. در این زمان است که پیدا کردن صندلی مناسب برای دیدن مسابقه، بیش از اندازه سخت می‌شود؛ به‌خصوص اگر بخواهید از یک شهر دیگر برای دیدن مسابقه به شهر جدیدی بروید و خبری از استادیوم و ویژگی‌هاش نداشته باشید. در سال 2017 استاب‌هاب با استفاده از فناوری واقیت افزوده راه‌حلی خلاقانه و مؤثر برای این مشکل پیدا کرد؛ این شرکت با استفاده از یک اپلیکیشن موبایلی، مدل 3بعدی کاملی از ورزشگاه ایجاد کرد که در آن تمامی صندلی‌های استادیوم، پارکینگ‌های اطراف و غرفه‌های مواد غذایی و دیگر اطلاعات از این دست قرار داده شده بود. این امکان به تماشاگران اجازه داد بتوانند همه چیز را قبل از اینکه به استادیوم قدم بگذارند ببینند. این تجربه آنقدر برای استاب‌هاب خوب بود که نرخ تعامل (engagement rate) اپلیکیشن این شرکت را در سال 2017 نسبت به سال قبل از آن تا دو برابر افزایش داد.